![]()

لوگوي دوستان
star
من مینویسم پس هستم
نجوای قلم
سمپاد-محسن
سعید تک و تنها
طوفان آرام
فرشتگان فرزانگانی
تیزهوشک
جغجغه
بی سرو صدا
دبیرستان دالتونا
دخترکان دانشمندکان
IQهاییها
خدای سمپاد
آرشيو پيوندها
دوباره اومدیم
اومدیم تا بگیم که از دنیای بی تو می ترسیدیم
اومدیم اما انگار خیلی زود اومدیم خیلی زود آپ کردیم ! نه ؟ ![]()
از شوخی گذشته با عرض معذرت میدونم که خیلی دیر شد اما ببخشید قرار بود روز مادر آپ کنیم تا بهانه ای باشه که هم روز مادر رو تبریک بگیم
هم دوباره یه سری به نت بزنیم و ببینیم که دنیا دست کیه !!!
اما مثل اینکه داریم به روز پدر نزدیک میشیم .خب پس حالا با یه تیر دو نشون میزنیم .![]()
اول اینکه روز زن رو به همه ی مادران و دخترها تبریک میگیم
![]()
دوم اینکه روز مرد (همون روز پدر !
) رو به همه ی پدران و پسرها تبریک میگیم .![]()
اما حالا برسیم سر گرفتن کارنامه
سومی ها که روز شنبه رفته بودن برای دیدن نمره ها و گذاشتن اعتراض فکر کنم معدل سومی ها از اول و دوم هم بالاتر باشه ! ![]()
روزهای بعدم که اول و دوم کارنامه میگرفتند .
اولا که ریاضیشون سمپاد بود و همه ی نمره هاشون بیست بود و همگی خیالشون راحت بود
دوم ها هم که همه نمره های ریاضیشون بیست و یک بود (برای اینکه از اولی ها کم نیارن )
خلاصه اینکه مدرسه ی ما تلفات و خسارات چندانی به بار نیاورده (جز یه 150 نفر !) ![]()
وقتی من کارنامه ها رو میدیدم یکی توی کارنامش نارنجی بود یکی قرمز یکی بنفش با خال های مشکی یکی طوسی و یکی مشکی (رنگ عشقه)
اما مهم رنگ قرمزه ![]()
خدا رو شکر ما که کارناممون بی رنگ بود
اما برای اینکه عقده ای نشم اومدم خونه با ماژیک همه ی کارنامه ام را قرمز کردم که بگم پرسپولیسی هستم .![]()
حالا که بحث امتحانا پیش اومد اینم بگم که در ایام امتحانات یک روز یه مار هم در مدرسه اونم توی زیر زمین پیدا شده بود
که کشتنش البته و فردا هم با این نوشته مواجه شدیم که : دانش آموزان مدرسه سمپاشی شده ..!
و اما یه خانم محترمی برای من ایمیل زده که شما دوتا چیکار میکنید ؟
اول بگم که باید توضیح بیشتری بدی یعنی چی ؟
اگه منظورت اینه که کلا چی کار میکنیم ما معمولا در روز از بیست و چهار ساعت بیست و پنج ساعت داریم با هم حرف میزنیم
(شاید باورتون نشه اما سرمون خیلی شلوغه ) باور کن !
از لحاظ درسی هم که معمولا درسامونو می خونیم
وبلاگم پیش می بریم
معدلمون هم در حد 19 و 19.5 هست حالا اون مهم نیست که کدوم 19 و کدوم 19.5
اما به هر حال سرمون تو کار خودمونه .![]()
قول میدم سر فرصت در مورد امتحانا و حواشی شون آپ کنیم .![]()
به مهرآسا جون هم به خاطر پل زیبا و استوارش تبریک میگیم
150 هزار تومن نوش جونت !
و البته بقیه برنده ها هم مبارکشون باشه !![]()
منو رها کن از این فکر تنهایی
روزش-روزتون-روزمون مبارک!!
سلام! ما بالاخره امروز اومدیم تا به بهانه "تولد سمپاد"
آپ کنیم !( دیروز خواستیم این پستو بذاریم ولی خب نشد دیگه!) خب...صبح تو مدرسه چیز خاصی اتفاق نیفتاد٬ پس فقط از جشنمون میگیم!
جشن حدودای ساعت ۵/۱ شروع شد٬ اونم با سرود "معلم"!!
بعدش هم که مجری برنامه اومد از برنامه ی سلام بهار تا کوله پشتی رو واسمون اجرا می کرد اونم با مخلوطی از لهجه ی تهرونی و یزدی !! یه گل خوشگلم دستش بود که معلوم نشد بعد برنامه کجا جیم شد و به کی تقدیم شد !!!
بعد شعر جالبی که واقعا هم شرح حال ما بود توسط م.ف خونده شد ! و بسی کف زدنهای ما را به دنبال داشت !! مجری هم سوتی بزرگی داد و نصف شعری که قرار بود بخونه رو یادش رفته بود ... !!
یه نمایش خیلی قشنگ هم توسط اولی ها اجرا شد که در کل نمایش فقط مگس ها رو میکشتن و یکی هم فقط تو کار این بود که بگه:۰= ۷۵۶×۱۸و رادیکال سه! =۲۵۷×۱۶۵....
و دنبال جایزه ی این بودن که بفهمن سمپاد مخفف چیه !که فقط چند تاش یادمونه:سازمان ملی پرورش آوارگان دخمه...! یا سازمان موش پلنگ صورتی آدامس دلفین !!!
...و اینجور چیزا !و آخرش بالاخره فهمیدن که مخفف سازمان ملی پرورش استعداد های درخشانه !!
بعد از نمایش یلدا(!!)
متنی رو خوند که خیلی زیبا بود !:آی آدم ها که در خانه نشسته شاد و خندانید٬ یک نفر در تیزهوشان دارد دست و پای دائم میزند !...(متن اصلیش اینجا ست.)
یه همچین چیزایی بود!حالا قافیه ش رو خودتون درست کنین و بخونینش !!![]()
اما و اما ... رمانتیک ترین قسمت جشن(!!!) نواختن ویولن توسط الف.الف!بود ! چراغ ها رو خاموش کردن و الف شروع به زدن ویولن کرد
خیلی با احساس و قشنگ زد البته چند بارم خراب شد ولی در کل خیلی قشنگ بود !
بعد ۳ تا کیک بزرگ با آرم سمپاد گذاشتن روی میز جلومون
(من که فکر میکنم سالهای قبل کیکا قشنگتر بودن !) که البته آخر کار گفتن فعلا برین خونه فردا کیک بخورین!!حالا خدا میدونه فردا کیک در کار باشه یا نه ولی شاید عکسشو بهمون بدن !! (این متن مال دیروزه! کیک رو امروز دادن !!
)
آخر برنامه هم کلیپی که توسط ۲ تا از دومی ها ساخته شده بود رو واسمون پخش کردن !! جالب بود و دیدنی ٬ مخصوصا قسمت رو کم کنی !!!
(خیلی جلوی خودمون رو گرفتیم که نگیم راجع به چی بوده !!!! خیلی باحال بود !!!) و با تشویق های فراواااااان ما روبرو شد !
ما که خیلی بهمون خوش گذشت ٬عالی بود ...!
با تاخیر ٬ روزمون مباااااارک!!
نوشته شده توسط :هردوتامون!!(در مدرسه!!!)
ساده بیا دست منوبگیرو
ساده نگیراین همه سادگی رو
ساده نگیر اگه هنوز میتونی
پای همه سادگیا بمونی
به نظر من همین ساده ترینه که سخترین را میسازه
از بس امروز این گاما اسون بود ادم دلش میخواد از سادگی صحبت کنه ماشالله چقدر این گاما اسون بود
فقط من دلم میخواداین طراح سوال ها را پیدا کنم
اصلا یک هفته مدرسه یادم رفت که چه خبر بوده اول یک کم درباره کنسرت بزرگ احسان خواجه امیری میگم من که قراره امشب برم اما بچه هایی که رفته بودند میگفتن خیلی قشنگ بوده اما این پسرها سروصدامیکردند حالاخدا میدونه اونا سروصدا میکردند یا پسرا حالاامشب خودم میفهمم
من که دوروزاول مدرسه نرفتم چون اصلا حسش نبود
یه بیماری مصلحتی گرفتم واز مدرسه جیم شدم اما روز شنبه همه درسها امتحان داشتیم اما از اون جایی که معلم ها دراستراحت بودند یادشون رفته بود
قیافه درسخوانای کلاس جالب بود وقتی میدیدند که معلمه یادش رفته ونمیتونند چیزی بگن خوب مسلمه چون جونشون را از نمره بیشتر دوست دارند
یکشنبه از ساعت اول باادب ترین معلم را داشتیم ساعت بعدهم که من کلاسو پکوندم از بس حرف زدم درباره همه چیز که نکنه معلم بپرسه همیشه بچه ها این کارو به من میدن منم چنان معلمو میپیچونم که وقتی میگه دوباره بگو سوال اولیم با دومیم از زمین تا اسمون فرق داره
اما ساعت سوم دیگه معلمه راهی برای صحبت ما نمیذاره یه خط درسو دوساعت توضیح البته همه خوابند
اخر کارم میپرسه کسی اشکالی نداره بعدهمه از خواب بیدار میشنو میگن نه اشکالی نداریم من یکبار به بچه ها گفتم بیاین دفعه ی بعد به حرفایی که میزنه گوش بدیم دیدیم اصلا داره پر پوچ میگه
اما سوژه خنده بود
دوشنبه هم که اصلا هیچی از بدی اون نگم بهتره سه شنبه اتفاق جالبی نیفتاد جز تحمل 3 تا درس مزخرف و اما چهارشنبه که ازادی مطلقه همه توی پژوهشگاه هستن
چهارشنبه من ویکی دیگه از دوستام کلاس را پیچوندیمو به بهانه ای رفتیم پژوهشگاه اما گفتن فعلا خبری نیست شما این جا بمونید تا ما خبر قطعی بدهیم ما نشستیم اون جا ودیگه ....
پنجشنبه هم که خیلی سر کلاس ها اروم بودیم اصلا همه معلمامون از بس بهمون گفتن ساکت صدایی برای درس دادن نداشتن ما هم که همینو میخواستیم به صحبتمون ادامه دادیم اما این ازمون گاما که حالا نوبت معلماست که به ما بخندند 
دیگه حرفی واسه گفتن نیست
کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ
کار ما شاید این است که در افسون
گل سرخ
شناورباشیم
نویسنده :روشنک
|
حقوق اين وبلاگ محفوظ است و كپي از آن تنها با ذكر نام مجاز مي باشد |